شیخ ابوالحسن خرقانی (352_425 ه.ق)
شیخ ابوالحسن می گوید:برهمه چیزی کتابت بود،مگربرآب.اگرگذرکنی بردریا،ازخون خویش کتابت کن تا آن کس که درپی تو درآیدداند،که عاشقان ومستان وسوختگان رفته اند...
داغ کن - کلوب دات کام
داغ کن - کلوب دات کام

.... ندا آمد یا ابالحسن آنچه روز حشر خواهی گفتن در این وقت بگو

همه عـــــالم به نور اوست پیدا                     کجا اوگردد ازعالم هویــدا

زهی نادان که او خورشید تابان                     به نورشمع جویددربیابان

 

ای ابوالحــــسن تو رابیامرزیدم به فضل و کرم خود

 

شبی بعد از عبادات و اوراد به خداوند سبحان و تعالی شیخ ابوالحسن خرقانی مناجات کرد و گفت :

خداوندا فردای قیامت به وقت آنکه نامه ی اعمال هریکی به دست دهند و کردار هریکی بر ایشان نمایند چون نوبت به من آید وفرصت یابم من دانم که چه جواب معقول گویم.پس درحال به سرش ندا آمد که "یا ابالحــــــــسن،آنچه روز حشر خواهی گفتن دراین وقت بگو" گفت:

" خــــــداوندا،چون مرا در رحم مادر بیافریدی درظلمات عجزم بخوابانیدی،وچون در وجود آوردی معده ی گرسنه را با من همراه کردی تا چون دروجودآمدم از گرسنگی می گریستم،وچون مرا در گهواره نهادندی پنداشتم که فرج آمد پس دست و پایم ببستند وخسته کردند وچون عاقل و سخنگوی شدم گفتم بعدالیوم آسوده مانم،به معلمم دادند،به چوب ادب دمار از روزگارم برآوردند واز وی ترسان می بودم، وچون از آن درگذشتم شهوت بر من مسلط کردی تا ازتیزی شهوت به چیز دیگر نمی پرداختم. و چون از بیم زنا و عقوبت فساد زنا را در نکاح درآوردم فرزندانم در وجود آوردی وشفقت ایشان در درونم گماشته،و در غم خورش ولباس ایشان عمرم ضایع کردی،وچون از آن درگذشتم پیری و ضعف بر من گماشته و درد اعضا بر من نهادی، و چون از آن در گذشتم گفتم مگر چون وفات من برسد بیاسایم به دست ملک الموت مرا گرفتار کردی تا به تیغ بی دریغ به صد سختی جان من قبض کرد، و چون از آن درگذشتم در لحد تاریکم نهادی و در آن تاریکی و عاجزی دو شخص مکرم(کذا؟منکرم) فرستادی که "خدای تو کیست وملت تو چیست" وچون ازآن جواب برستم از گورم برانگیختی ،و دراین وقت که حشر کردی در گرمای قیامت و جای حسرت و ندامت نامه ام به دست دادی که اقرا کتابک !خداوندا،کتاب من اینست که گفتم،این همه مانع من بود از اطاعت،و از برای چندین تعب ورنج و شرط خدمت تو که خداوندی به جای نیاوردم،تو را از آمرزیدن و گناه عفو کردن مانع کیست؟

ندا آمد که " ای ابوالحسن ،تو را بیامرزیدم به فضل و کرم خود"





نوع مطلب : شیخ ابوالحسن خرقانی، قلعه نو خرقان، عرفا، 
برچسب ها : شیخ ابوالحسن خــــــــرقانی، قلعه نو خــــــــرقان، مناجات نامه شیخ ابوالحسن خـــــــــرقانی، خــــــــــرقان،
لینک های مرتبط :



درباره وبلاگ


" شیخ ابوالحسن خرقانی " در شهری به نام قلعه نو خرقان با جمعیتی بالغ بر 4000 نفر در 20 کیلومتری محور شاهرود - آزادشهر آرمیده است. مجموعه آرامگاه با توپوگرافی جالب و جذاب به صورت باغ ایرانی است و نهر آبی از کنار آن روان است و در کنار آن مکانی برای استراحت گردشگران در نظر گرفته شده است . درمرکز مجموعه بنای آرامگاه و مسجدی منسوب به شیخ ابوالحسن واقع است. محراب این مسجد که متعلق به دوره ایلخانی است از جمله مهمترین بخش های بنا بوده و تنها محرابی است که رو به مغرب ساخته شده ...

شیخ ابوالحسن بر سر در خانقاه خود چنین نوشته بود «هر که در این سرا در آید نانش دهید و از ایمانش مپرسید ، چه آنکس که به درگاه باریتعالی به جان ارزد البته بر خوان بوالحسن به نان ارزد»
امروزه این گفتار بشر دوستانه ، شعار ملی گردشگری کشورمان است.

Telegram: https://telegram.me/mr6599
facebook.com/kharghani.ir


مدیر وبلاگ : رحیمی
نویسندگان
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
فرم تماس
نام و نام خانوادگی
آدرس ایمیل
امکانات دیگر
br>

 

 

'); //-->
360 ?±U†?¯
هفته نامه 9 دی
راز تی وی
فروشگاه اینترنتی یاران
سایت تفریحی
سایت ابزاردهی
photoshop
کلیه حقوق این وبلاگ برای شیخ ابوالحسن خرقانی (352_425 ه.ق) محفوظ است
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات